الشيخ رسول جعفريان
476
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
تحمل نكنند ! ابوجهل اصرار داشت كه سپاه تا بدر برود ؛ زيرا اين منطقه به عنوان موسمى از مواسم دورهء جاهلى بود كه عربها در آن فراهم مىآمدند و بازارى نيز در آن برقرار بود . « 1 » او گفت كه در بدر توقف كرده ، شتران را ذبح كنيم ، ديگران را اطعام دهيم ، شراب مىنوشيم و پس از آن است كه همه عرب از ما حساب خواهند برد . « 2 » پس از آن همهء قبايل ، مقاومت آنان و جرأتشان را در برابر مردم مدينه دريافته و عظمت آنان را خواهند ديد . با همهء اصرار ابوجهل كه رسول خدا او را « فرعون امت » لقب داده بود ، « 3 » كسانى بازگشتند . طايفهء بنى زهره - كه گفته شده قريب يكصد نفر بودهاند - با حيلهء خاصى خود را از جمع سپاه قريش جدا كرده و به مكه برگشتند . آنان گفتند كه براى دفاع از كاروان آمدهاند اما حاضر نيستند كه در قتل فرزند خواهر خود - چون مادر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از اين طايفه بود - شركت كنند ، حتى اگر پيغمبر نيز نباشد . « 4 » شامى مىگويد : تنها دو تن از عموهاى مسلم بن شهاب زهرى در اين جنگ شركت كردند كه بر كفر خويش كشته شدند . « 5 » گفته شده كه طايفهء بنى عدى نيز راه خويش را جدا كرده به سمت ساحل دريا رفتند و در « ظهران » به ابوسفيان برخوردند . آنان گفتند كه به خاطر دستور ابوسفيان بازگشتهاند . « 6 » زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حال رفتن به سوى بدر بود ، دو نفر از مدنىهاى مشرك را ديد كه وى را همراهى مىكنند . يكى از آنها خُبَيب بن يساف « 7 » و ديگرى قيس بن مُحَرّث بود ؛ حضرت سؤال كردند كه براى چه آن حضرت را همراهى مىكنند ؟ آنان گفتند : تو فرزند خواهر ما - كه از بنى النجار بود - و در جوار ما هستى و ما همراه قوم خويش به قصد غنيمت مىآييم . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « لا يخرجنّ معنا رجلٌ ليس على ديننا » « كسى كه بر دين ما نيست نبايد ما را همراهى كند . » آنان از شجاعت خود سخن گفتند اما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نپذيرفت تا در نهايت خبيب اسلام آورد و قيس بن محرث بازگشت گرچه بعدها مسلمان شد و در احد به شهادت رسيد . « 8 » نكتهء ديگر آن بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روزهء خويش را
--> ( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 13 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 44 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 618 و 619 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 46 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 298 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، صص 79 و 80 ( لكلّ أمةٍ فرعوناًو فرعون هذه الأمّة ابوجهل ) ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 44 و 45 ( 5 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 4 ، ص 47 ( 6 ) . دربارهء بازگشت بنى زهره وبنى عدى ، نك : الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 14 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 291 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ص 619 ( 7 ) . اساف نيز گفته مىشود . ( 8 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 47 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 288 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 38